تبليغاتX
وبلاگ دانشجويان الکترونيك دانشگاه گيلان - والنتاين ايرانی (سپندار مذگان)
در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت درما شعله ورند خيلي شجاعيم   ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم  ***  وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم  *** ديگر شجاعت آن را نداريم ....... هر آنچه را داریم از شما می آموزیم با نظرهاتان *** >==::egu.blogfa::==<

ورودي 84


والنتاين ايرانی (سپندار مذگان) 

        

والنتاين ايرانی!

کمتر کسي است که بداند در ايران باستان، از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانيد که اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است که در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب ميکردند و علاوه بر اينکه ماهها اسم داشتند، هر يک از روزهاي ماه نيز يک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، انديشه) که نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاکي" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق ميورزد. زشت و زيبا را به يک چشم مينگرد و همه را چون مادري در دامان پرمهر خود امان ميدهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق ميپنداشتند. در هر ماه، يک بار، نام روز و ماه يکي ميشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن ميشد، جشني ترتيب ميدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب ميگرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان ميگرفتند. سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پيدا ميکردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه ميدادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تحت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت ميکردند. ملت ايران از جمله ملتهايي است که زندگياش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبتهاي گوناگون جشن ميگرفتند و با سرور و شادماني روزگار ميگذراندهاند. اين جشنها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و کلاً جهانبيني ايرانيان باستان است. از آنجايي که ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شکوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. براي اينکه ملتي در تفکر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهمترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملتها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي که در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، کساني هستند که توانستهاند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطورههاي باستاني خود را معرفي کنند و حيات خود را تا ارتفاع يک افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يک ملت و تعداد سربازاني که در جنگ کشته شدهاند نيست! بلکه ارزشي است که آن ملت در زادخانه فرهنگي بشريت دارد

 

 

منبع:http://saayeh.mihanblog.com/Post-60.ASPX

             

 

نوشته شده توسط همکلاسی | لینک ثابت | موضوع: |